تبلیغات
•❤ஜ بهار زندگی ஜ❤• - قضا و قدرو مشیت یعنی چه؟

•❤ஜ بهار زندگی ஜ❤•
نویسندگان
امکانات وب
https://t.me/sweet_home_shoppingg

دانلود آهنگ جدید

لینک دوستان
پیوندهای روزانه

قضا و قدر و مشیت یعنی چه؟ و چه تفاوتی با هم دارند؟

واژه «مشیت» که افعال آن «شاء ـــ یَشاء» در قرآن زیاد کاربرد دارد، بمعنی: خواستن دو چیز متفاوت، ناهمگون، متضاد و متناقض است. مانند: شب و روز، بیماری و سلامتی، گرما و سرما، زمین لرزه و آرامش زمین، مرگ و زندگی، فقر و توانگری، ایمان و کفر، .... اینها مشیت خداوند هستند.

قـَدَر که از تقدیر می آید بمعنی: اندازه دادن و مشخص نمودن کارکرد و عملکرد و روند و فرایند چیزی است (یعنی قانونمند نمودن چیزی). مانند رو به پیری و مرگ رفتن موجود زنده. یا زن شدن و زن بودن و مرد شدن و مرد بودنِ. یا مثلاً سیب شدنِ تخم سیب، یا مرغ شدنِ تخم مرغ.

و قضاء بمعنی: انتخاب نمودن و در جریان گذار انداختنِ یکی از دو چیز متفاوت و متضاد است. مثلاً از میان مرگ و زندگی حالت زندگی برای ما انتخاب شده و ما فعلاً در جریان زندگی انداخته شده ایم. یا مثلاً انتخاب حالت محکومیت یا آزادی برای فرد دستگیر شده. وقتی کسی را محکوم می کنیم و در جریان کشیدن محکومیت خود می اندازیم این کار قضاء نامیده میشود. (به دستگاه قضائی هم به این خاطر قضاء گفته شده).


کن فیکون اراده خداوند متعال همان و انجام فعل همان

اگر میگوییم که در پیدایش فعل مراحلی وجود دارد که در یک مرحله اش مشیت ، مرحله ی دوم اراده ومرحله ی سوم قضا و در مرحله ی چهارم قدر هست اینها همه به فعل برمیگردد نه به فاعل که فاعل تام الفاعلیه هست و با یک اراده .

درروایات داریم که هر فعلی که بناست تحقق پیدا بکند چهار مرحله را طی میکند مقدمات خلقت، مشیت است و اراده و تقدیر و قضا كه قضا همان مقام «كن» است. هیچ چیز اتفاق نمی افتد مگر اینکه چهار مرحله تحقق پیدا بکند

1- خدا بخواهد مشیت الهی ماشاءالله 2- ارادَ بعد از مشیت اراده هست 3- قدّرَ اندازه ها ، هندسه ی خصوصیات آن چیز مشخص بشود 4- قضا مرحله ی پانی که تحقق شیء است

از امام هفتم سؤال شد مشیت یعنی چه؟ امام فرمود ابتدا ی فعل شروع فعل میشود مشیت ، بعد پرسید تقدیر چیست؟ امام پاسخ دادند تقدیر الشی ء من طوله و عرضه... مراد از تقدیر شیء آن اندازه های فعل هست طولش چقدره عرضش چقدر کم و کیفیتش این را بهش تقدیر میگویند سوال دیگری پرسید که معنای قضی چیست حضرت پاسخ دادند که وقتی که خداوند چیزی را امضا کرده باشد معنایش میشود قضی گذراندن تحقق بخشیدن اصول کافی جلد 1

براین اساس مرحله اول مشیت هست و مرحله ی آخر قضا و قدر

مثالی در این رابطه نسبت به انسان : وقتی که مشیت الهی تعلق گرفت که موجودی با این ویژگیها در روی زمین بعنوان خلیفه ی خدا آفریده بشود این میشود مرحله ی مشیت

خوب حالا که مشیتش تعلق گرفت بناست که موجودی بعنوان خلیفة الله بشود این موجود باید شکلش چطور باشد اختیار داشته باشد یا نداشته باشد فطرتش چه ابعادی داشته باشد قدش چقدر باشد وزنش چقدر باشد در چه زمانی باشد چه خصوصیاتی... اینها رو بهش میگویند تقدیر

خوب حالا مشخص شد طرحش ریخته شد بناست آفریده بشه خداوند میخواهد آفریده بشه و تحقق پیدا میکند

با این توضیحات خیلی از سؤالات در مسئله قضا و قدر حل میشه یعنی اگر سؤال شود که این نماز که طرف میخواند این نماز به خواست خودشه یا به قضی و قدر الهی پاسخش این هست که هر دو

اما به قضا و قدر الهیست و به مشیت خداست چون اگر مشیت خدا تعلق نمیگرفت که این فرد اصلا فکر پیدایشش هم نبود حالا که بناست خلق بشه اگر قضای الهی نبود که این زبون نداشت این عقل نداشت اگر خدا پیغمبر نمیفرستاد قرآن نمیفرستاد بهش اراده نمیداد اختیار نمیداد و این ویژگیها رو که داره نمیتونست نماز بخونه پس میشه گفت این نماز فعل خداست بله خدا این چیز ها رو در اختیارش گذاشته یکی از این چیزها رو خدا بهش نمیداد نماز هم نبود پس میشه فعل نماز رو فعل خدا دونست

بنابر این خداوند متعال ، انسان ، خصوصیات انسان و فعل .

فعل مستند است به خصوصیات انسان و چون خصوصیات رو خدا بهش داده پس فعل مستند به قدر الهیست

فعل مستند به انسان هست و چون انسان رو خدا خلق کرده پس فعل مستند به قضای الهیست

این نماز آیا مستند به قضا وقدر هست بله اگر عقل نداشت نماز نمیتونست بخونه نماز نمیخوند، پس به قدر الهی داره نماز میخونه اگر انسان نبود نماز نمیخوند پس به قضای الهی داره نماز میخونه .

خوب خداوند خواسته که ما از روی اراده خودمان اون کار را انجام بدیم اگر ما خلاف اراده انجام بدیم خلاف قدر الهیست یعنی بنده از روی جبر نماز بخونم این خلاف قدر الهی میشه اگر نماز بنده مستند به اختیار خودم باشه عین قضا و قدر الهیست .

فرق «مشیت» و «قضا» و «قـَدَر (تقدیر)» اینست که مشیت و قضا قابل تغییر و دست کاری است ولی تقدیر (قـَدَر) را نمی توان دست کاری کرد و تغییر داد. مثلاً ما می توانیم در شب نور ایجاد کنیم و در روز تاریکی ــــ در بیماری خود را مداوا کنیم و در سلامتی خود را مریض ــــ در گرما سرما تولید کنیم و در سرما گرما ــــ خانه را طوری بسازیم که زمین لرزه را خنثی کنیم ــــ می توانیم با انفاق فقر و ثروتمندی را تغییر بدهیم ــــ می توانیم ایمان بیاوریم و می توانیم نیاوریم ــــ و با درست خوردن و به خود رسیدن می توانیم طول عمر خود را دراز کنیم یا خودمان را بکشیم و عمر خود را کوتاه کنیم .

اما تقدیر مانند مرگ را ما نمی توانیم تغییر بدهیم. یعنی ما نمی توانیم نمیریم، یا قانون پیر شدن را تغییر بدهیم و از پیر شدنِ خود جلوگیری کنیم (ولی در چهار چوب قانونمندی مربوط به پیر شدن می توانیم آنرا تسریع یا کند کنیم، که در اینصورت این مقوله در چهار چوب مشیت قرار می گیرد ). یا مثلاً نمی توانیم از تخم مرغ گربه درست کنیم.

آیا قسمت در ازدواج وجود دارد یا اینكه ازدواج وطلاق دست خود انسان است؟ معنای صحیحی که برای قسمت و سرنوشت وجود دارد ،قضا و قدر الهی است . ازدواج یکی از موارد سرنوشت ساز است .

اراده انسان تا حدودی در سرنوشت او مؤثر است. اراده انسان تنها عامل تعیین‏کننده رخدادهای زندگی او نیست ، چه بسا انسان اراده کاری را دارد، ولی موانع بسیاری برای او پدید می‏آید یا اراده چیزی را ندارد اما آن امر برای او به راحتی محقق می‏شود.

سرتاسر زندگی انسان ابتلا و امتحان الهی است.ابتلا منحصر در موارد شر و نامطلوب انسان نیست، بلکه در خیر و نعمت هم ابتلا می‏باشد: و نبلوکم بالشر و الخیر فتنه. (انبیاء(21) آیه 35) در نعمت‏ها باید شکرگزار بود . در سختی‏ها صابر».(بقره(2) آیه 155.4)

انسان در انتخاب همسر، همچنین طلاق دادن او آزاد و مختار است . هرگز چنین نیست که پیوند دو نفر از قبل در آسمان بسته شده باشد و آن دو نفر مجبور باشند حتما با هم ازدواج کنند، یا از هم جدا شوند ، هر چند نتیجه برخی از اعمال انسان می‏تواند در مراحل انتخاب همسر تأثیر بگذارد و انسان را به سمت و سوی خاصی و تصمیم‏گیری خاصی سوق دهد.

آن چه بین مردم معروف است، قسمت به معنای عدم تأثیر فرد در سرنوشت خود و تعیین همسر از قبل و سلب اختیار از انسان می‏باشد ، که از نظر اسلام مردود است، چون خداوند به آدمی، اختیار و اراده داده است .

در همه امور از جمله ازدواج، حق انتخاب و گزینش محفوظ می‏باشد. شاهد آن روایات زیادی است که همگان را به دقت در انتخاب همسر فراخوانده و ضوابطی را در این امر منظور داشته‏اند. علم پرودگار اختیار را از او نمی‏گیرد، زیرا علم الهی به عمل اختیاری انسان تعلق گرفته است.

خداوند به استناد تقدیر خود برای تمام کارها حد و اندازه ای قرار داده؛ چنانکه خود فرموده است: «و ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم؛ گنجینه های همه چیز نزد ما است و ما جز به اندازه ای معلوم فرو نمی فرستیم»(حجر/۲۱). رساترین تعبیر در تفسیر قدر «هندسه» است که در روایات نیز آمده است یعنی خداوند برای تمام اشیاء هستی و ارتباط آنها با یکدیگر هندسه و نظامی طراحی کرده است.

برخی معتقدند که خداوند در آغاز آفرینش قضا و قدر هستی را تنظیم کرد و نگاشت و دیگر پس از آن قلم الهی نمی جنبد. بر اساس چنین پنداری، اموری مانند دعا بیهوده می نماید، زیرا وقتی پیروزی و شکست، سلامت و بیماری، حیات و مرگ، فقر و غنا و بهشت و جهنم و … از قبل تنظیم شده باشد، دیگر دعا و درخواست بی فایده است، زیرا دعا یا با قضا و قدر الهی هماهنگ است ، بر این اساس و با توجه به اینکه دعا یک علت تکوینی است، انسان با عمل ارادی دعا، رابطه علتها و معلول های طبیعی را به هم می ریزد

مثلا اگر در نتیجه تحلیلهای دقیق علمی و فقدان عوامل طبیعی، نزول باران امری غیر محتمل تلقی و برای مدتی سرزمینی دچار خشکسالی شود، دعا که علتی غیر طبیعی است دخالت می کند و زمینه های طبیعی نزول باران همچون جریان باد و … را فراهم می آورد. همچنین اگر بر اساس برآوردهای علل طبیعی، قرار باشد مصیبتی به فردی روی آورد، رابطه این علت ها با معلول آنها که مصیبت است، در قدر الهی تبیین می شود و تاثیرگذاری آن، محصول قضای الهی است.

وقتی می گوییم دعا بلا را دور می کند و در قضای الهی تاثیر می گذارد، به این معناست که حتمیت تاثیرگذاری آن علل طبیعی از میان رفته است، زیرا دعا به مثابه علت غیر طبیعی، در زنجیره ارتباط میان آنها دخالت کرده و این رابطه را بر هم زده است. دعا گاه تاثیر علت طبیعی را به تاخیر می اندازد و گاه آن را از بین می برد.

هر امری با علل و اسباب آن تنظیم شده است و یکی از علل و اسباب در محدوده حرکت و عالم تحول، همان صدقه و صله رحم و دعا و مانند آن است. لذا نباید گفت: قضا و قدر حق است، چرا دعا کنیم؟ زیرا که خود دعا ، جزء قََدَر است ، یعنی خداوند مقدر کرده که در صورت دعا ، فلان حادثه ، که حادثه ی خیر است واقع شود، و فلان حادثه شر پیش نیاید. از این جهت دعا اثر دارد و جزء قضا و قدر عالم است.

در شب قدر معین می شود که هر انسانی، بر اساس انتخاب و اختیار خود کدام راه را انتخاب خواهد کرد، راه هدایت یا راه ضلالت؟ و با توجه به دعاها، راز و نیازها و تصمیم ها، قابلیت چه نعمتها و یا چه حوادثی را خواهد داشت.


هر سوالی هر کدام از شما عزیزان داشته باشید میتوانید در همین قالبی که توضیح دادیم یعنی با دقت در مفهوم قضا و قدر الهی اون سؤال مهم که افعال ما چه افعال مثبت چه افعال منفی به اراده خودمان هست یا نیست وبه قضا و قدر الهی هست یا نیست حل میشه.

وبسایت علمی و اجتماعی و سرگرمی neginekhorasan نگین خراسان


درباره وبلاگ

بنام خدایی که هرچه داریم ازاوست
وهرچه نداریم به مصلحت اوست.
من بهار،آفریده کردگار،وجودخودرا
ازهستی بخش جهان مدیونم،من
عاشق زیبایی ها وهرآنچه خداوند
آفریده هستم،زیراهرآنچه ازمحبوب
باشد زیباست .دراینجـا آمــده ام
تاباهموطنان فهیمم بیشتر آشنا شویم
و صحبت هایی بی ریـا و نشاءت
گرفته ازدلمان وازخودمان داشته باشیم
درب خانه مان به روی همه ی شما
عزیزان بـازاست و منتظرنـگاه های
زیبای شما هستیم امیدوارمــــــ
دوستای خوبی واسه هم باشیم.
درضمن میخوام به دوستان
عزیزعرض کنم که تمام چیزهایی
که دروبلاگم مشاهده میکنیــــد
ازدلنوشته وشعرودکلمه ها همه ازمادرعزیزم هستش
واونایی که توسط من نوشته شده اسم خودم را زیرش نوشته ام ((نوسط بهار))
البتــه غیــراز(صحفات جانبی)وحدیث ها
امیدوارم لذت ببریـــــــد
نظرهم یادتون نره ان شاءالله همیشه برقرارباشید.
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :